[ Time – Pink Floyd ]

Ticking away the moments that make up a dull day
You fritter and waste the hours in an off-hand way
Kicking around on a piece of ground in your home town
Waiting for someone or something to show you the way
Tired of lying in the sunshine staying home to watch the rain
You are young and life is long and there is time to kill today
And then the one day you find ten years have got behind you
No one told you when to run, you missed the starting gun

And you run and you run to catch up with the sun, but it's sinking
And racing around to come up behind you again
The sun is the same in the relative way, but you're older
And shorter of breath and one day closer to death
Every year is getting shorter; never seem to find the time
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation in the English way
The time is gone the song is over, thought I'd something more to say

هنگامی که ضربان های خسته توان بالا و پایین پریدن و نواختن آهنگ زندگی را از دست داده اند .آن گاه نتها خودکشی میکنند .
Running.The.Moon@gmail.com


Who knows? Not me
I never lost control
You're face to face
With the Man who Sold the World
Who knows? not me
We never lost control
You're face to face
With the Man who Sold the World
Running.The.Moon@gmail.com
مطمئنن دیوار پخته ترین آلبوم پینک فلوید . تنظیم ها شاهکارند . سولوی های دیوید گیلمور نظم و دقت خاصی بهشون اضافه شده . این رو میشه با تمام وجود در Comfortably Numb احساس کرد و راجر با تمام وجود فریاد میزنه . همه اینها دست به دست هم داده تا یکی از بهترین آلبوم های داستانی تاریخ موسیقی ساخته بشه .
اشعار آلبوم به صورت ملموسی لخت . خشن و بدون پرده اند . دیوار به طور قطع سمفونی آرزوهای حبس شده انسانهاست .
پ . ن : شاید برای عده ای زیادی از انسان های قرن 21 که عمیق ترین حرکت هنریشون گوش دادن موسیقی رپ کلمات بالا معنی خاصی نداشته باشه .
شاهکارهای آلبوم :
.
.
.
گاهی وقتها دچار حالتهایی
میشم .چیزی که نمیدونم چیه درونم رو
تبدیل میکنه به یک جسم سنگین اما با حجمی کم . مثل سیاهچاله های فضایی .روح آدم توی
پوچی غرق میشه. نمیشه خیلی شرح دادش . تویی این حالته که دوست داری وجود نداشته
باشی ....
اما چیزهایی وجود داره که
قلبم رو تسکین میده . مثل: خدا . موسیقی ...
پ . ن : من بهشت رو باور دارم . حتی اگر وجود نداشته باشه .
Running.The.Moon@gmail.com
و بلاخره تونستم Soundtrack فیلم پاریس . تگزاس وندرس رو بدست بیارم .البته به کمک Pinacle Trex و Sony Sound Forge 8 .من کل اینترنت رو زیر رو کردم به جز منابع پولی هیچ جا دیگه چشمم به این قطعه نخورد . مطمئن باشید قطعه ارزشمندیه . البته اگه در حال رانندگی گوش کنید منظور من رو بهتر درک میکنید .

قطعه به صورت سرد . لخت و خشن شروع میشه . به صورتی که اگر تا به حل به موسیقی متال گوش نداده باشید دچار سردرد میشید .
صدای گیتار خشن به صورت ممتد تا انتهای قطعه پس زمینه رو اجرا میکنه .. در ابتدای قطعه صدای تکنوازی گیتاری به صورت روایت گونه رو میشنویم . بیماری روانی که LSD اون رو پوچ و توخالی کرده . در نیمه پایانی صدای نمادین دکتر هافمن رو میشنویم . کسی که LSD رو اختراع کرد . شاید خوب شاید بد . تاریخ باید قضاوت کنه .
به نظر میرسه گروه قصد قضاوت رو نداشته و فقط نمایه ای از پوچی رو در قالب فردی معتاد به LSD نشان داده . این رو از پس زمینه بدون احساس و توخالی قطعه میشه فهمید .
پ . ن : فکر میکنید چه چیزی میتونست خلع ایجاد شده در بین دهه های 50.60 در گذار از سنت به مدرنیته رو پر بکنه .