تبليغاتX
نتی که خودش رو کشت - تقدیم به سید برت Syd Barrett

سالهای تنهایی

 

به پینک فلوید کاری نداریم اونها دارند تمام دل ها رو تسخیر میکنند آلبوم نیمه تاریک اصلا دوست نداره از فهرست پر فروشترین ها پایین بیاد.

 

اولین آلبوم سید دیوانه میخندد نام داشت. من چند تا از آهنگهاش رو دارم میشه گفت ترکیبی از را ک فضایی  و اغوا کننده.  در فاصله زمانی کوتاهی دومین آلبومش رو منتشر کرد با نام برت هر چقدر کاورهای آلبومهای پینک فلوید عمیق تفکر بر انگیزه سید برت از کاورهایی ساده و پاک و کودکانه استفاده کرد . نقش چند حشره روی جلد این آلبوم دیده میشه شاید جدایی سید با گروه هم بخاطر همین مسئله  باشه.آلبوم آخر سید هم  بعد از چندین سال با نام اپل منتشر شد. چند تا از کارهای زیر زمینی پینک فلوید هم توی آین آلبوم دیده میشه.

 

یکی از دوستان به من گفت خوب شد سید از گروه جدا شد و دیوید گیلمور شکوفا . من جوابی براش نداشتم در واقع هنوز نمیدونم که چه اتفاقی بهتر بود می افتاد در مجموع تاریخ قابل بازگشت نیست و دیگه فکر کردن به این چیزها فقط جنبه سرگرمی حرفی برای گفتن داشتن.

 

بهر حال تاریخ هرگز نام بزرگانی مثل سید رو فراموش نمیکنه بلکه هر روز درخشنده تر نسل به نسل نامشون  در تاریخ جاری میشه.

 

من خودم سید رو به دیوید گیلمور ترجیح میدم . اما خوب Comfortably Numb  رو اونوقت کی کامپوز میکرد. 

 

چند وقت پیش یک لینک از اظهار نظرها در مورد سید پیدا کردم اون رو هم ضمیمه این پست میکنم.

 

جان واتكينز

-- دوست سيد در دوران تحصيل در كمبريج --‏

او واقعًَ خيلي بامزه بود، خيلي پرهيجان و خيلي خورسند به اين كه «سيد» است... ما يك استاد تارخ هنر خيلي غيرعادي ‏داشتيم كه اسلايدهايي را در يك اتاق بزرگ تاريك نشانمان مي‌داد، اسمش «جسپر رُز» بود. سيد همه را ترغيب مي‌كرد كه ‏از پنجره‌ي پشتي از آن اتاق خارج شوند و دوبراه از در ورودي جلويي وارد كلاس شوند! من فراگيري نوازندگي گيتار را هم ‏شروع كردم، چون سيد بهم يك سري درس داد و قطعه‌هايي از «بيتلز»  و «بيچ‌بويز» داد ‏تا بنوازم. او واقعاً معلم خوبي بود. يادم مي‌آيد كه با هم در يك تابستان يك فيلم هم ساختيم. با يك دوربين بالا و پايين شهر ‏مي‌رفتيم. كمبريج به‌نظرمان مركز عالم بود. والا و رفيع. او در كريسمس 66 با پينك‌فلويد يك بار ديگر به كمبريج برگشت تا در ‏در مدرسه‌ي هنر كمبريج به مناسبت سال نو اجرا داشته باشد. آنها واقعاً عالي بودند. از آن به‌بعد تا سال‌ها ديگر از او خبر ‏نداشتم. من براي خودم در گروه‌هاي ديگر گيتار مي‌نواختم و كنسرت‌هايي مي‌دادم، تا اينكه در جريان يك فستيوال در ليورپول ‏‏«ديويد گيلمور» را ديدم و او شماره‌تلفن سيد را به من داد. من به او زنگ زدم و پرسيدم كه آيا تمايل دارد به ليورپول بيايد تا ‏باهم موزيك بزنيم. اما واقعاً تنوانستم با او ارتباط برقرار كنم... او ديگر حقيقتاً سيد نبود.‏

 

ميك رورك

-- عكاس اختصاصي و دوست صميمي سيد--‏

من اولين بار او را در مهماني سال نو (1966) در كالج هنر كمبريج ديدم. من در رشته‌ي زبان‌هاي مدرن تحصيل مي‌كردم. ‏بعضي از دوستانم سراغم آمدند و مرا به كنسرت كوچك يكي از دوستانشان با نام سيد برت بردند كه يك گروهي به‌اسم ‏پينك‌فلويد داشت. اسم اين گروه مي‌توانست گروه سيد برت باشد، چرا كه من از آن هيچ‌كس ديگري را بر روي صحنه ‏نمي‌توانم به‌ياد بياورم. همه‌اش سيد بود. او مي‌خواند، مي‌نواخت، كانون توجه بود و كاريماتيك‌ترين آدم بر روي صحنه. بعد از ‏آن هم به‌يك دورهمي در سوييت سيد در زيرزمين خانه ي مادرش رفتيم. يك دستگاه گرامافون آنجا بود و موسيقي با صدايي ‏خيلي بلند پخش مي‌شد. سيد عاشق جاز (‏Jazz‏) بود و «استونز» و «باب ديلن». بعضي از نقاشي‌هاي آبستره‌اش نيز آنجا ‏بودند. تمام چيزي كه يادم مي‌آيد اين است كه او خيلي مي‌خنديد، او خيلي شاد بود و خيلي معاشرتي. ما درمورد ‏داستان‌هاي علمي و رمز و راز شرقي صحبت كرديم. اينها موضوع‌هاي موردتوجه آن دوران بودند...

 

میک رورک: او بومي بود كه ديگران ايده‌هايشان را درباره‌ي اينكه او كيست بر رويش نقش مي‌كردند.

 

ما بچه‌هاي 18-19 ‏ساله‌اي بوديم اما احساس مي‌كرديم كه بر اوج قرار داريم. احساس مي‌كريدم خاص هستيم... آنها بعضي موقع در كلوپ ‏‏«يو.اف.او» اجرا مي‌كردند. آنها سلطان‌هاي جريان موسيقي هوش‌زباي زيرزميني بريتانيا بودند... شهرت سيد واقعاً خيلي ‏سريع اتفاق افتاد. در كريسمس 66 او زيزميني بود، در حالي‌كه در تابستان 67 در برنامه‌ي «14 ساعت روياي تمام‌رنگي» با ‏حضور كلي آدم معروف (مثل جان لنون) شركت كرد... سيد خيلي دوست داشت كه بداهه‌نوازي كند، او نمي‌خواست كه به ‏روي صحنه برود و هرشب همان آهنگ‌ها را اجرا كند و اين براي بقيه‌ي اعضاي گروه سخت بود... آن زماني كه من اولين ‏عكس‌هايم را از او در سال 69 گرفتم، او يك سالي مي‌شد كه از گروه جدا شده بود. كار كردن با او خيلي راحت بود... وقتي ‏كه در 1971 از او در باغ مادرش عكس مي‌گرفتم به‌نظر خيلي آسوده‌خاطر مي‌رسيد. اگر او كاركردن با پينك‌فلويد را متوقف ‏نمي‌كرد، حتماً از بين مي‌رفت. او خيلي شكننده بود اما به‌صورت خيلي غريزي داشت به شناختي در مورد خودش ‏مي‌رسيد... او بومي بود كه ديگران ايده‌هايشان را درباره‌ي اينكه او كيست بر رويش نقش مي‌كردند. با بازگشت به كمبريج، ‏افسانه‌ي او بزرگ‌تر هم شد... براي من، سيد يك دوست و يك الهام‌آور بود. من وقتي كه عكس گرفتن از او را آغاز كردم، ‏خيلي باتجربه نبودم و خيلي مرا راهنمايي كرد و كمك كرد تا جهت زندگي‌ام را پيدا كنم. او به من نشان داد كه براي چه ‏كاري ساخته شده‌ام. من به او مديونم... او دوست اشت بخندد. من او را حالا هم اينگونه مي‌بينم.‏

 

جان فراسيانت

-- گيتاريست گروه ‏Red Hot Chili Peppers‏ و هواردار سرسخت سيد‏ --

وقتي 15 سالم بود سفري به نيوجرسي داشتم. در آن سفر چند روزي پيش يك آدم عجيب و غريب با نام جويي بودم. او نيز ‏بشدت به سيد برت علاقه‌مند بود. ما بش از 90 درصرد اوقاتي را كه من آنجا بودم به گوش كردن به سيد برت مي‌گذرانديم. ‏سيد يكي از اصيل‌ترين آهنگسازهايي بود كه تا آن موقع كارهايشان را شنيده بودم. من هر چيزي كه سيد درش نقشي ‏داشت را مي‌خريدم. اما وقتي 21 سالم شد موسيقي‌اش برايم مفهمومي كاملاً متفاوت پيدا كرد. موسيقي او بخش‌هاي ‏ناديده‌ي واقعيت را برايم آشكار مي‌كرد. من به دنياي او خيلي بيشتر از دنيايي كه آدم‌هاي اطرافم درش زندگي مي‌كردند ‏اعتقاد داشتم. تحت‌تاثير آلبوم‌هاي سولوي او (‏Madcap، ‏Barrett‏ و ‏Opel‏) به آهنگسازي با گيتار آكوستيك نيز علاقه‌مند ‏شدم. چيزي كه هيچ‌وقت به‌نظرم مناسب نمي رسيد تا اينكه آن آلبوم‌ها را شنيدم. من همچنين به جدايي او از گروه و ‏بيزاري‌اش از موفقيت‌هاي ظاهري علاقه‌مندم. مانند او (و خيلي‌هاي ديگر) من هم در ابتدا فكر مي‌كردم موفقيت تجاري و ‏مشهور شدن چيزي است كه به‌دنبالش هستم، اما به‌سرعت به اين نتيجه رسيدم كه روشنايي جاي ديگري است. نه‌اينكه ‏فهميده باشم كه روشنايي دقيقاً كجاست، اما فهميدم كه به‌دنبال موفقيت‌هاي ظاهري بودن برايم ارزش ندارد... كار برت با ‏پينك‌فلويد به‌مثابه‌ي يك معمار موسيقايي بشدت بر من تاثيرگذار بوده است و مشخص كردن راهم نيز موثر بوده است... نبوغ ‏او، خالص بودنش، و روح كودكانه‌اش كاري كرد كه او بيشتر از هركس ديگري بدرخشد. باشد كه سيد الان در دنيايي به‌سر ‏ببرد كه بيشتر لياقت او را دارد.

 

Syd Barrett The Madcap Laughs

Syd Barrett UnderGround Sound

Syd All In One

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 7:0 AM توسط وحید |